تبليغاتX
پرسش وپاسخ

با در دست گرفتن مسیحیت توسط آگوستین وقبول کردن فلسفه یونان به عنوان تئوری دین مسیحیت وارد بحران جدیدی شد.

در این مرحله فلسفه حرف دین بود ونظریه پردازی در حیطه دین به هر عنوان و هر شکلی حرام وشرک بود.

از همین منفذ نظریاتی مثل تثلیث،فدا،فرزند داشتن خدا،خدا بودن انسان و...که تا آن وقت در مسیحیت نبودبه این دین راه یافت وجزء اصول جدایی ناپذیر دین مسیحیت شد.

در کنار تحریف عقاید مردم وانحراف آنها تحریف کتاب مسیحیان نیز آغاز شد وکم کم هرآنچه با نیاز های سردمداران مسیحیت سازش داشت باقی ماند وبقیه از بین رفته ومورد تحریف،تغییر وحذف قرار گرفت.

 

+ نوشته شده توسط سیدحسن هاشمی در شنبه 1387/09/23 و ساعت 16:34 |
پولس برای اینکه بتواند بیشترین مردم را به مسیحیت دعوت کند شروع به تبلیغ مسیحیت کرد.

او دراین کار ازشیوه هایی استفاده کرد که تا قبل از او سابقه نداشته است.

پولس برای اینکه مردم راحت تر این دین را قبول کنند دین را به شکلی مطرح کرد که با سلیقه های مختلف سازگار باشد.

به عنوان نمونه تثلیث را که در دین روم وهند باستان جزءاعتقاد مردم بود پذیرفت وآن را جزءدین مسیحیت قرار دادتا عامه مردم برای قبول کردن مسیحیت نیازی به ترک آداب ورسوم خود نداشته وبه همین دلیل راحت تر آن را قبول کنند.

یعنی به مردم اینطور القاء شد که تو همان کار های گذشته خود را داشته باش ولی مسیحی باش.

مردم که دراین نوع پذیرش دین مشکلی نمی دیدند واز طرفی همایت دولت را هم ازاین دین می دیدند دیگر برای نپذیرفتن این دین دلیلی نداشتند.

+ نوشته شده توسط سیدحسن هاشمی در شنبه 1387/09/16 و ساعت 18:54 |
بعداز انکه پولس دوازده رسولی(حواریون)که خود مسیح انتخاب کرده بود راکناز زد و مسیحیت رادر دست گرفت شروع کرد به تبلیغ دین ومسیحیت که تا آن روز مخصوص قوم بنی اسرائیل بود را به همه اقوام تسری داد وازهر قومی دعوت به مسیحیت کرد.

دولت روم که تا زمانی که خود حضرت عیسی بود بااومخالفت می کردوحتی حضرت یحیی که با حضرت عیسی هم دوره بو را به شهادت رساندوبا یهودیان قصد جان حضرت عیسی راکرده بود بعدازاو با پولس ومسیحیت مخالفت نکرد واین به خاطر ایجاد سازگاری بین مسیحیت ودین روم باستان توسط پولس بود که این اقدام از دیگر تحریفات وی در دین به شمار می رود.

مسیح در اورشلیم ظهور کرد ولی مسیحیت در روم ظهور کرد واین به خاطر این است که پولوس تابعیت رومی داشت به خاطر همین در همانجا تبلیغ می کرد وهمانجا مدفون شد.

+ نوشته شده توسط سیدحسن هاشمی در پنجشنبه 1387/09/14 و ساعت 9:54 |

مسیحیت درحدود پانصد سال بعدازحضرت موسی (ع)وباتولد حضرت عیسی (ع)ظهور پیداکرد.

درابتداکه یهودیان معجزه حضرت عیسی رادیدند باخود فکر کردند که این همان ماشیح یعنی همان نجات دهنده قوم یهود است.

ولی بعد ازچندی بامشاهده اینکه حضرت عیسی خواسته های آنها رابرآورده نمی کند و گوش به حرف آنها نمی دهد ازاو ناامید شده وتوطئه قتل او را برنامه ریزی کردند.

هرچند آنها نتوانستند حضرت عیسای واقعی را به قتل برسانند ولی بااین کار موجب انحراف دردین آن حضرت شدند

بعدازآن بادردست گرفتن دین مسیحیت توسط شائول(پولس)وکنارزدن حواریون(۱۲رسول)انحراف دردین به شکل جدی شروع شد.پولوس که خود یک یهودی مسیحیت ستیز ودشمن حضرت عیسی بود که تابعیت روم رانیز داشت در برگشت از سفری که برای تعقیب ومجازات مسیحیانی که فرار کرده بودند ادعای برخورد با حضرت مسیح را می کند ومی گوید ازطرف حضرت مامور تبلیغ دین شده است

باقی داستان تاسف بار رادرپست بعدی در خدمت شما هستیم

+ نوشته شده توسط سیدحسن هاشمی در سه شنبه 1387/09/12 و ساعت 15:53 |
سلام

بعداز مدتی نبودن ورکود دروبلاگ‌‌‌ باز درخدمت شما هستم.

انشاءالله باز بتونم با مطالبی که ارئه میدم نظر شما رو جلب کنم.

+ نوشته شده توسط سیدحسن هاشمی در دوشنبه 1387/09/11 و ساعت 17:2 |
سال ۶۱۱یا۶۱۲میلادی است ومردم از هر جهت دربی خبری علمی هستند این دوره در مسیحیت که جزء قرون وسطی است به عصر ظلمت معروف است که از هر جهت راه های علم مسدود بود.(البته ازقرن۵ولی ما با این تاریخ کار داریم)

آیا می توانید حدث بزنید که در این سال ها چه اتفاق مهمی روی داد؟

درست حدث زدید پیامبر اسلام در همین زمان ها ظهور کردوبالا ترین درجه علمی ومعرفتی را برای بشر به ارمغان آورد.

واین در حالی بود که مسیحیت تا قرن ۱۳یعنی ۷۰۰سال بعداز ظهور پیامبر اسلام درظلمت فرو رفته بودندومی رفت تاچراغ فهم غربی ها خاموش شود که(به اعتراف خودشان)دنیای اسلام به دادشان رسیدوانواع علم از ریاضیات وهندسه وجبروطب ونجوم وفلسفه وکشور داری و...........به آنها تعلیم داده شد.

+ نوشته شده توسط سیدحسن هاشمی در یکشنبه 1387/05/06 و ساعت 14:1 |

سلام

سلام

سلام

آقارضا خسته نباشی کلی توپیدی به من شاید حقم بود. کلی گله کردی شاید حق داشتی.

نمی دونم از کجا شروع کنم چون نمی دونم چی بگم. چی بگم که خوشت بیاد چون مثل اینکه هرچی که خوشت نیاد رو رد می کنی!

آقارضا میدونی آخرین حرف هایی که زده بودی منو توی فکر فرو برد توی خودم بودم ؛دمق ؛بی حوصله حتی کلاس نرفتم. دوستان گفتند تو وظیفه ات راانجام بده هر چی شد دیگه با خودش!دیدم راست میگن «لیس علی الرسول الاالبلاغ المبین» من که از پیامبر بالا تر نیستم پس وظیفه ام هم سنگین تر نیست !دین که اجباری نمی شه. نمیشه با هر دوز وکلک یا به هر قیمتی کسی رو توی یک چهار چوب قرار داد!

تصمیم گرفتم باهات حرف بزنم.

آقا رضا نمی دونم درباره من چی فکرکردی که برات سوال شد من چند سال دارم ولی اگه مشتاقی بدون من 23سال دارم. آقارضا حتما تاالان براتون پیش اومده که یک کسی رو بخوای راهنمایی کنی وشایدم پیش اومده باشه که طرف مقابلت از قبل یه فکرهای دیگه ای داره.اگه این جوری هست می دونی من چه مه!

من توی چت (به صورت ناشناس ) با خیلی ها در باره دین حرف زدم .چون می دیدم لازم هست که انسان بدونه که کجای این دنیا چه نقشی داره . نمی دونم به تور من خوردی یا نه (توی دوستان چت).

آقا رضا گفتی اسلام اشکال داره خوب پسر خوب اون عقلی که تو با اون اسلام رو سنجیدی من با نسخه بدلش بقیه دین ها رو می سنجم اگه تونستی حدس بزنی چی میشه؟

گفتی توی اسلام ازدواج مجدد اشکال داره خوب من می گم خوردن گوشت خوک توی مسیحیت اشکال داره گفتی اسلام مرتد ها رو می کشه خوب مسیحیت هم می کشه گفتی دست دزد ها روقطع می کنن (که جامعه اون رو برای برقراری ثبات تایید می کنن) خوب دادگاه تفتیش عقاید کلیسا دانشمندان رو می کشت(نگو الان نمی کنه چون نمی تونه ) می گن طالبان میگیم هیتلر وچرچیل اونا هیچی ندارن بگن ما می گیم گوانتانامو وابو غریب اونا هیچی ندارن والا می گفتن ولی ما می گیم قتل عام بومیان آمریکا وتارومار کردن ساکنان استرالیا اونا هیچی نمی گن اما ما می گیم بمباران اتمی؛شیمیایی میکروبی مامی گیم جنگ های صلیبی ما می گیم عراق و افغانستان.

آقارضا حرف من اینها نیست ولی گفتم توکه این چیز ها رو به رخ ما می کشی اطلاع داشته باشی که هرچی ما بدی داریم(که نداریم) اونا دوتا شو دارن. که اگر بخواهیم این ها رو در نظر بگیریم ما برنده ایم.

آقارضا ولی این حرف ها بچه بازیه!کسی که حرف منطقی نداره این حرف ها رو می زنه! البته شما مارو به غیر منطقی بودن متهم می کنی (تا منطق رو چی بدونی)ولی نظر من خلاف این هست. هر چیز رو باید از ریشه اش بررسی کرد.

آقارضا یهود که بدترین دشمن اسلام هست ببینید که احکام ومبانی دین اون ها چقدر با اسلام نزدیک هست! بله جای تعجب داره . ولی تعجب نکن چون منشا این دو یکی هست به همین خاطر شباهت این ها زیاد هست (البته باتوجه به دست کاری شدن یهودیت اون هم با اسلام فرق داره وبه خاطر مسایل دیگر ولی مسیحیت نه به یهود که قبل از اون هست می خوره ونه به اسلام که بعدازاون هست) عوضش تادلت بخواد به دین روم باستان وهند باستان می خوره .

آقارضا خوابت نبره ! بعدا نگی نگفتین توجه کن توی همه این سطر ها من حرف دارم ولی چه کنم که حرف زیاده وحوصله کم.

آقارضا چرامسیح در اورشلیم ظهور کرد ومسیحیت در روم؟چراپولوس که یک یهودی بود ومسیحیان رو می گرفت ومی کشت واون ها رو تعقیب می کرد شد شخصیت اول مسحیت؟شد بانی مسیحیت؟مگر دوازده رسولی که مسیح انتخاب کرده بود مردند؟ مگر چه شد که دشمن یک دین بیاید واون دین رو سروسامان بده؟ تواگه قرارباشه خونه دشمن خودت رو درست یکنی چه جوری درست می کنی؟(البته شما منظورم نیستید چون شاید بگویید من خیلی به مسایل اخلاقی پایبندم )

آقارضا این هاروهم ولش کن.

آقارضا وقتی تو گناه می کنی من باید جورش رو پس بدم؟ گنه کرد دربلخ آهنگری—به شوشتر زدن گردن مسگری—آقا می ره حالش رو می بره اون وقت مسیح رو باید جاش بکشن چرا چون مارو دوست داره!!!چراچون اصولا خدا غول چراغ جادوی ماشده خداوسیله ای برای رفاه ما!! مارو خلق می کنه بدون هدف(یاهرچیز دیگری)ما گند بالا میاریم اون قربانی میشه!!آقارضا با عقلت جور در میاد؟

آقارضا چرا یهودای اسخریوطی رو آدم بده معرفی می کنن؟اون که باخیانت به مسیح باعث شد مسیح زودتر به هدفش برسه زودتر کشتنش زودتر مردم پاک شدن زودتر همه چی درست شد !چرا؟این ها با کدوم عقل توجیه میشن آقارضا؟آقارضا من از تو گله دارم .

آقا رضا اینکه «درعشای ربانی خدارو می خوریم »یعنی چی؟ اینکه نان گوشت خداوشراب خون خدا یعنی چی؟اگر میگی یک حرکت نمادینه بدون نیست.

آقارضا خدا یا یکی هست (که هست )یا سه تا . ولی مزخرف نیست که بگوییم خدا در عین حالی که یکی هست سه تاهست؟ بلاخره یایکی هست یا سه تا. حالا هم که در توضیح وتوجیح این مساله موندن میگن این یک رازه .تو چی می گی آقارضا؟

آقا رضا خوندی (البته شاید) که ویژگی موجود زنده تاثیر گذاریه وحتما تصدیق می کنی که زنده کردن ومیراندن تاثیر گذاری به حساب میاد. خوب وقتی مسیح مرده یعنی تاثیری نداره یعنی کاری نمی تونه بکنه پس چه طور خودش رو زنده کرد؟(البته محال بودن این قضیه درفلسفه بحثی طولانی دارد واز شیوه های دیگر استفاده می کنن ولزوما همه این راقبول دارن). جدای از اون اگه خدا مرده بود جهان را چه کسی اداره می کرد؟

آقارضا خدای یک دین اگر این قدر ضعیف و سست هست اون دین چیه؟

 

آقارضا حرف زیاده ولی اگه تو نخوای قبول کنی چه می شود کرد؟

داداشی من23سالمه ولی به سن نیست!فکر کردی من دارم از آتیش می ترسونمت !اشتباه کردی!اگه یه چیز حقه ارزش سوختن هم داره!بهشت بازیچه مردان خدا هم نیست.! نمی خام گنده گویی کنم که خوشم نمیاد.ولی حیفم میاد این افکار ارزشمند که مال خودم هم نیست  رو نگفته با شمااتمام حجت کرده باشم.

آقا رضا برات دعا می کنم.

آقا رضا دینی که به هر روشی دست الوده کنه!دینی که هر زمان یک شکل داشته باشه! دینی که یه وقت رهبانی ویه وقت سیاسی ویه وقت سکولارباشه !!آقارضا فکرنمی کنی دام پهن است ودانه درآن؟

آقارضا هرکجایی که میری خدایت نگه دارد. فقط سیدحسن روفراموش نکن.

+ نوشته شده توسط سیدحسن هاشمی در شنبه 1387/01/24 و ساعت 19:48 |
مساله ولایت همانطور که همه می دانیم مورد اختلاف قرار گرفته است.

پس به طور ویژه باید بر عقلی بودن آن (البته در کنار جنبه روایی )تکیه کنیم وآن را برجسته نماییم.

هرقانونی باید اجرای درست نیازمند چند چیز است مثل۱مفسرـ یعنی تفسیر کننده ـ که وظیفه او تفسیر قانون وانطباق آن بر مسایل است ۲ضمانت اجرایی یعنی باید یک قدرتی ـ به شکل امروزی حکومت ـ باشد تا با نظرارت خوب واعمال قدرت بتواند اجرای درست قانون را تضمین کند۳... ـکه همین دو مورد کافی است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سیدحسن هاشمی در دوشنبه 1387/01/19 و ساعت 0:23 |
خوب قانون گذاری درهر جامعه ای که شرایط آن تغییر می کنه باید ادامه پیدا کنه چون قانون به گرد پای تغییرات نمی رسه وجواب نمیده.

امااگه قانون مثل قانون بشری نبود یعنی همراه تغییرات قدم برداره چی؟ویااصلا فوق زمان باشه وتاریخ انقضانداشته باشه اون وقت چی؟

خوب عقل میگه همون قانون لازم هست که اجرا بشه.

واین همونیه که ما بهش میگیم (ختم نبوت)یعنی آخرین پیامبر قانونی کامل آورد که دیگه تا بنی بشر هستن اونا رو تامین میکنه

+ نوشته شده توسط سیدحسن هاشمی در شنبه 1387/01/10 و ساعت 11:24 |

خوب حالا ما چه طور می تونیم پیامبران رو بشناسیم. ویا به عبارتی بهتر نمیشه  به هر کسی  که ادعای پیامبری کرد اعتماد کنیم ودنبالش راه بیفتیم (اصلا منظورم محمد علی باب یا این دین های قارچی یک شبه نیست هایک وقتی اشتباه نشه)یعنی  آیا راهی برای شناختن پیامبر هست؟

معجزه یکی از بهترین؛همه گیر ترین؛ راحت ترین ومطمئن ترین راه شناخت پیامبر واقعی هست.(یعنی راه های دیگری هم هست)

عصای موسی (ع) شفای بیماران عیسی(ع)وقرآن محمد(ع) بارزترین نوع معجزه ها هستند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سیدحسن هاشمی در دوشنبه 1386/12/27 و ساعت 0:57 |